ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 3
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
دولت بريتانيا در هند بود و بيم او از آنكه ديگران به آن منطقه دست يازند . نكته ديگرى را كه بايد درباره اوضاع ايران آن روزگار بدان اشاره كرد اين است كه در اوايل قرن سيزدهم ه . ق جهان جنبش تندى به خود گرفت و همانطورى كه قبلا اشاره شد با پديد آمدن بسيارى از علوم و فنون جديد رابطه كشورها به هم نزديكتر شد و بسيارى از كشورهاى غارتگرى كه از منابع و ذخاير گرانبهاى كشورهاى ديگر اطلاع يافته بودند دست به غارتهاى گستردهاى زدند - و هر يك به طريقى نظر خود را متوجه اشياء گرانبهاى ايران كردند . در اين هنگام ايران به دست پادشاهى اداره مىشد كه اين پادشاه بيشتر اوقات خود را به خوشگذرانى ، خودبينى ، و خودآرائى مىگذرانيد . فتحعلى شاه بر اثر سلامت جسمانى براى خود تشكيل حرمسراى بزرگى داد و زنان بسيارى را در آن گرد آورد كه شرح آن در كتابهاى تاريخى آن روزگار مضبوط است . در اثر ازدياد روزافزون زنان شاه و فرزندان او ، خواهىنخواهى هزينه حرمسراى وى بالا گرفت و هر روز بهطريقى انواع و اقسام مالياتهاى كلان از مردم دريافت مىگرديد . اما اين مالياتها كه از رعايا و پيشهوران دريافت مىشد . بيشترش صرف حرمسراى خاقان مىگرديد . و چيزى از آن براى تدارك وسيلهء جنگى باقى نمىماند و به همين سبب هر وقت عباس ميرزا تقاضاى كمك مىكرد « در خزانه عامره چيزى نبود » رجال دربارى و حكومتهاى محلى كه خود هر يك به طريقى مأمور وصول ماليات بودند ، در حوزهى خدمت و حكومت خود سلطنتى جداگانه در سلطنت ايران داشتند و از رنج بهزور گرفتن اينگونه مالياتهاى خانه برانداز غبار غمى بر دل آنها نمىنشست . در اين روزگار اگر در ايران صنايع دستى ارزندهاى يافت مىشد هوشياران و وقت - شناسان و واسطههاى بيگانه نقشه خروج آنها را از ايران به هزار نيرنگ فراهم مىآوردند . قسمتى از آن اشياء از مرز ايران و عراق و بخشى از طريق عثمانى و بقيه از راه عشقآباد و غيره از ايران بيرون مىرفت و امروز از فهرست موزههاى معروف جهان معلوم است كه چه اشياء گرانبهائى از قبيل كتب ، مينياتور ، ظروف ، فرشهاى زربفت كاشانى و كرمانى و شمشيرهاى ارزندهء خراسانى و سلاحهاى اصفهانى و غيره چشم و چراغ موزههاى جهان است . حقيقت اين است كه بيشتر آن اشياء بهدست همان شاهزادگان و حكام وقت ، به خارج فرستاده مىشد تا از فروش چنين اشيائى هزينه هنگفت حرمسراها و غلامان و خدمههاى خود را فراهم آورند . فرزندان خاقان هر يك در منطقهاى از ايران ( مثل تبريز ، خراسان ، اصفهان و . . . ) عهدهدار حكومت بودند . و درميان آنها يكدلى و رابطهء حسنهء برادرى برقرار نبود . و آنان بهجاى اينكه در فكر رفاه و آسايش خود و ملك و ملت باشند ، هريك بهطريقى راه دشمنى را براى هم هموار مىكردند . محمد على ميرزاى دولتشاه در كرمانشاهان به فكر وليعهدى و سلطنت مىبود . عباس ميرزا در تبريز گرفتار حفظ موقعيت خود و ديگران در جاهاى ديگر به همين طريق . در چنين موقعيت حساسى بود كه باز بر سر مسئلهء گرجستان روابط ايران و روسيه به تيرگى گرائيد و كارگزاران دولت استعمارگر انگلستان هر روز بهطريقى به آتش